تبليغاتX
آسمون هفتم

asemoon7

آسمون هفتم

asemoon7

http://asemoon7.blogfa.com

آسمون هفتم

آسمون هفتم

آسمون هفتم

چه کسی می داند
که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی؟!
چه کسی می داند
که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟!
پیله ات را بگشا...تو به اندازه ی یک دنیایی

-------------------------------------

When the lifeboat reached
Wehid our heads under water
We drowned
We loved the sea

قایق های نجات که رسیدند
سرمان را زیر آب بردیم
ما غرق شدیم
ما دریا را دوست داشتیم

-------------------------------------

These days
Feel like the last days of autumn
It will snow soon
And we shall never see each other again

این روزها
مثل روزهای آخر پاییز است
بزودی برف می بارد
و ما هیچ وقت همدیگر را نخواهیم دید



آسمونی بودن...

آسمون هفتم

شکلات...!


وقتی مشکلات زیاد میشه تازه به یاد فکر کردن میوفتی!

امروز با خودم فکر می کردم

کاش می شد  _ میم _  " مشکلات "  رو بردایم بشه  " شکلات " !

البته قند خون فراموش نشه!!!

 

برچسب ها:
تاریخ ارسال: چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388

ماه من...

 

ببخش منو

که ندیدم رخ زیبای تورو

آخه دست من نبود

آخه من همیشه می دیدمش اون قلب تورو

قلبی که واسه دلم یه خونه بود

تنها یه حرف مونده بگم ، که تورو

دوستت دارم ، فقط همین

چه مث ماه تو آسمون

چه ماه من روی زمین...

 

برچسب ها:
تاریخ ارسال: جمعه یکم خرداد 1388

آسمون هفتم


الان که دارم به تصمیم فکر می کنم دلشوره عجیبی دارم...

اما به این معنی نیست که منصرف بشم

از یه عهد و پیمان با عشق واقعیم حرف میزنم

اشتباه نکن..عشق من زمینی نیست...

بهش تکیه میکنم و با تمام قدرتم این کار رو انجام میدم...

من میتونم...


دریایی بیکران یا گودالی کوچک ، فرقی نمیکند... زلال که باشی آسمان از آن توست...


برچسب ها:
تاریخ ارسال: پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388

رضایت


سال جدید... فکر جدید... تلاش جدید...

بنظرت میشه؟!

اینکه بتونیم خودمونو جدید کنیم..نه به این معنا که کاملا تغییر کنیم...

اما حداقل اینه که بتونیم تغییراتی توی باطن و حتی ظاهر انجام بدیم...

تغییراتی هر چند جزیی...

تغییراتی که با انجامش کمی احساس رضایت از خودمون داشته باشیم...

میتونیم؟..      

       

 

برچسب ها:
تاریخ ارسال: شنبه یکم فروردین 1388

دنیا...


چشم ها را باید بست! ...جور دیگر پیش رفت!

دنیای که خوبی هست، اما نه به اندازه بدی ...

دنیایی که ظاهر و باطن در هم آمیخته شده ...

دنیایی که در آن واژه ی صداقت بی معناست ...

عدالت... این نیز بی معناست..

دروغ و ریا... این است معنی ترقی!!!

دنیا ظاهری بیش نیست...

پس چشمانت را ببند

وبا فکر و ایمان خود پیش رو...

 

برچسب ها:
تاریخ ارسال: یکشنبه دوازدهم آبان 1387

امید...


 

 

تاریکی ، تنهایی ، سکوت...

آسمان رنگ شب گرفته

همراه ستارگانی کوچک ! و نورانی

که مدام در حال علامت اند

گویی قصد نشان دادن راه فردا را دارند

به گمانم ستارگان تنها امیدم به فردایند

افسوس که اینجا آسمان دلم ابری است...

 

برچسب ها:
تاریخ ارسال: جمعه بیست و پنجم مرداد 1387

رهایی...

 

رهایی...

رویایی ابدی

زیبا اما دست نیافتنی

دست نیافتنی؟

اما رهایی از که و چه؟

دنیا،تاریکی،اسارت...هرگز

معنایش را تنها در یک واژه می یابم

رهایی از خویشتن...

 

برچسب ها:
تاریخ ارسال: پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387

جدایی...


 

صدایم کن...

خوابم یا بیدار، نمی دانم

با چشمانی بسته و حقیر

دور شدنت را می نگرم

در این زمان احتیاج رنگی دگر می یابد

احتیاج به صدایی لبریز از امید

که روح خسته مرا از بند این ظلمت فانی رها کند

اما رفته رفته وجودت رنگی سایه گونه می گیرد

سایه ای که لحظه به لحظه همرنگ نور می شود

شاید این سایه تعبیری از جدایی است...

 

برچسب ها:
تاریخ ارسال: جمعه شانزدهم فروردین 1387

تولدی دوباره...

 

 

باریدن گرفته...

بارانی کودکانه ، پاک و آرام

خود را به آن می سپارم

گاهی خیس شدن شروعی دوباره است

خیس شدن ، در اوج خشکی احساس

احساسی شکننده ، در انتظار بهانه ای

ناچیز به اندازه ی قطره ای

اما به وسعت تولدی دوباره

گویی تسکین دهنده ای است آسمانی

و این رحمتی است الهی...

 

برچسب ها:
تاریخ ارسال: چهارشنبه هشتم اسفند 1386

معنا...


  

 

شب آرام گرفته است

تنها تو را در دیدگان خود می بینم

با نگاهی سرد وآرام

نگاهم را بخوان

نگاهی که تنها به تو اشارت دارد

آری تو...

تویی که سکوتت سرودی حیات بخش است

و این سرود را

تنها با قلب خود معنا میکنم

معنایی که تا ابد

درون خفای قلبم حبس خواهم کرد...

 

برچسب ها:
تاریخ ارسال: پنجشنبه چهارم بهمن 1386